انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

تراوشات ذهن مریض من :)
انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

تراوشات ذهن مریض من :)

دو راهی....



سخت ترین  دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن وانتظار  است 


گاهی کامل فراموش میکنی


وبعد میبینی که باید منتظر می ماندی


وگاهی آنقدر منتظر می مانی


که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی

زندگی...

زندگی هیچ وقت اندازه ی تنم نشد


 حتی وقتی که خودم برای خودم بریدم و دوختم

چرا؟؟؟

 

کاش میشد یک لحظه جایمان را عوض کنیم

 شاید تو میفهمیدی چقدر بی انصافی

 ومن میفهمیدم چرا؟؟؟

خسته ام...

خسته ام!

 همه میگویند: مگر کوه کنده ایی؟

 کسی نمیداند که دل کنده ام

از تمام دنیا........

از تمام دنیا:

شانه ای میخواهم برای سرم

و

سری هم برای شانه ام

 

کسی خسته نیست از این بالبش پری؟!!!

انتخاب من

من از انتخاباتی که میگویند

 سر در نمیارم

 انتخاب من فقط

تو

بودی

 که نیستی

خدا....

خدا آدمایی رو که خیلی دوست داره زیاد امتحان میکنه

اینطور که من حساب کردم

حس میکنم خدا دیونه ی منه .....

رویا...

 

بعضی ها رو باید از توی رویات بکشی بیرون و محکم بغلشون کنی

بعد آروم در گوشش بگی:

آخه تو چرا واقعی نیستی لا مصب...؟