| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سلام و وقت بخیر
امروزم مثه روزای دیگه اونجور رویایی که من فکر میکنم نبود خب عیبی نداره روزی بهتر میشه اگر من تلاش کنم...
دیشب تا صبح ساعت 6 بیدار بودم بعدشم خوابیدم تا یک بعد از ظهر و ساعت 3 مامان اومد از مدرسه (دبیر هستن ایشون) گفت اتومبیل یا همون خر خودمون خرابه و راه نمیره یکی از اقوام اومد و ماشینو بکسل کردیم بردیم تعمیر گاه و اونجا موندیم از ساعت 3 بعد از ظهر تا ساعت 7 و نیم اومدم خونه با علی دوستم
یه 1 ساعتی گذشت حمید اومد و پشت سرش هم رضا تا 12 بودن اما به من خوش نگذشت حسابی رو اعصابم قیژ قیژ کردن و مسخرم کردن و دستم انداختن و رفتن ههههه
ولی بچه های خوبی ان الانم دلم گرفته و دوس دارم زار بزنم شاید سبک شم حداقل

اینم از عشقای امروزی میدونم خیلیاش همینه که میبینین اعصابم خرد میشه یه ذره تعهد نیست یه ذره احساس وجود نداره همه فکر خودشونن نمیگن یه دل هست که به ما بستس و وظیفه ای رو دوش دارن نمیگن نمیگن نمیگن
بابا عواقب کاراتونو بسنجین جوونا اگه به کسی گفتی بسم الله تا اخرش باش نامرد نباش و نیمه راهی
اه اه اه ای بدم میاد ازین بی تعهدا البته با خودمم هستم
اینقد دوست دارم مست کنم هیچی نفهمم اما حیف که اسلام نهی کرده یه بارم نخوردم ببینم چطوره حتی یه بار
البته وقتی قیلون میکشم گیج و منگ میشم حتما همونجوره دیگه
در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود
با نفس پلید و جامه ی پاک چه سود
زهر است گناه و توبه تریاک وی است
چون زهر به جان رسید تریاک چه سود
ابو سعید ابوالخیــــــــر