انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

تراوشات ذهن مریض من :)
انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

تراوشات ذهن مریض من :)

چهارشنبه 13 دی ماه 1391


بسم الله الرحمن الرحیم


شب شما خوش و لحظه هاتون رنگی وشاد انشاالله

خوبین خوشین سلامتین

شکر خدا انشاالله همه خوب باشن


من که طبق روال همیشه که ناامیدم و ناراحت و دلخوشی به خودم ندارم تا بخوام راضی باشم ازین زندگی

چرا؟

چون بازم گناه زدم به بدن و حسابی از چرتکه ی خوبان و بندگان خدا دورشدم و دارم فاسد و فاسق میشم

چی بگم ازین دنیا که نگفتنش بهتره

ادم پست که شاخ و دم نداره اینا یکیش من حالا به هرکی بگی من اینجورم میگه نههههه ببین چه پسر خوبیه چه اروم و صادقه اصلا لنگه نداره نمیدونن من یه موجودیم که دو نداره

سارا رفت مشهد و گفت زنگ نزن و اس نده دیروزم ز زد 15 مین صحبت کردیم و ازین بحثا که اصلا خوب نبود

پریشب که خواستم با علی و رضا دوستام بریم پارک که بابام ازشهرستان اومد و من رفتم دنبالش و برش داشتم اومدیم خونه البته با هزااااااااااااار جور اعصاب خوردی و جر و بحث که هردوطرف قضیه سر من خالی میکردن بلکه فرجی از جانب من صورت بگیره

اومدیم خونه و شام و ازین بحثا ...

خوابیدیم و منم خوابیدم پیش مامان اینا ولی مگه ادم خواب میرفت صدایخروپف بابام تا هفتا خونه اونورتر میرفت ولی خودش بایه ارامش خاصی خوابیده بود و اصلا راحتی و اسایش تو وجودش موج میزد اصلا یه وضعی

به چهره ی بابام که خیره شدم دیدم گرد پیری روی چهرش نشسته و دلم سوخت

گوهرایی تو زندگی ماها هستن که قدرشو نمیدونیم وباید مراقب قلب نازکشون باشیم

اخه اونا سرشار از نگرانی و دلهره هستن و وقتی به ما جوونای احمق یه نصیحتی میکنن ما با پرخاشگری بهشون جواب میدیم و ضربه ای محکم به دل نازکشون میزنیم و اونا با بزرگواری هرچه تمام تر به روی خودشون نمیارن

پدر و مادر واژه ی بزرگیست و متاسفانه معناشو هنوز درک نکردیم...

شکر خدا...

صبحم بابامو رسوندم رفت شهرستان و منم اومدم خونه

ظهر گناه و بعد از ظهر بیرون با رضا و علی و حمید رفتیم پارک ازادی و بازی کردیم و خندیدن و منم گوشه هاش میخندیدم نماز مغرب و عشا رو نه دیروز خوندم نه امروز

بعدش داشتیم بر میگشتیم خونه که بحث داشتن دوست دختر و ازین مسائل پیش اومد

یکی از دوستان به این موضوع اشاره کرد که قبل از ازدواج باید با چندتا دختر رابطه نزدیک و شاید جنسی وشایدم نه دقیق نفهمیدم , داشت که منظورش بیشتر رابطه ی فیس تو فیس و رودر رو بود دلیلشم این بود که واسه رابطهی اخر که ازدواج هست تجربه کسب کنی

یکی از دوستای دیگم گفت نه نباید رابطه داشته باشی چون رابطه ی با همسرت به دلیل تعدد رابطه ی قبلی سرد میشه و خوب نیست میگفت زنت دیگه واست طراوت نداره و راضیت نمیکنه

من خودم یه جورایی بینابین قبول دارم ینی یه رابطه هایی کم و بیش داشته باشی اما نه با احساسات قوی که نتونی ازش جداشی اگه رابطه ی جنسی هم باشه بد نیست البته در چهار چوب اسلام که صیغه رو حلال دونسته اما هنوز دل خودم راضی نیست اینکارارو که تا حدی میدونم درسته رو انجام بدم و هنوز به صحت وسقمش پی نبردم

اما درکل زن و مرد برای هم افریده شدن واسه ارامش همدیگه تا مایه ی تکامل هم بشن و رشد وشکوفایی صورت بگیره

امیدوارم همه اونیو که لایقشن به دست بیارن

متاسفانه شرایط ازدواج الان مثه اون قدیما و اون چیزایی که نقل قول میشه نیست تا منه جوون بتونم راحت ازدواج کنم دغدغه های فکریم ازاد شه بتونم رشد و شکوفایی که مدنظرم هست برسم

دخترا پسرای همه چیز تموم میخوان خونه ماشینو مادیات از خود فرد مهمتر شده اخه چشم و همچشمی زیاد شده شاید اینطور فکر میکنن که میخوان با خونه و ماشین زندگی کنن تا با شوهرشون

پسرای این دوره هم خودشون اهل همه کثافت کارین و چشم چرونی و فلان و بسان انتظار دارن دختری گیرشون بیاد صادق چادری ومحجبه و خلاصه همه چیز تموم

البته من خیلی کلینگاه کردم و میدونم خیلی زیاد استثنا وجود داره

دختر پسرای قدیم فقط عشق واسشون مهم بود و بس پسرا کاری بودن و سرکار میرفتن و خرج و برج خونواده رو در میاوردن دخترا هم تا مجرد بودن کمک حال مامانشون کارای خونه رو انجام میدادن تا وقتی موقع ازدواجشون میشد همه چیز تموم و پخته میشدن

اما پسره امروز تا سن 25 سالگی هنوز دستش تو جیب باباشه دختره هم همینطور از بس جلوش گذاشتن و برداشتن چیزی از خونه داری نمیدونه اداب همسر داری رو بلد نیست خلاصه بگم پسر دخترای امروزی از نظر من خیلی کم توان تر از نسل قدیمشونن

شرایط سخته و گناه و فساد هم همه جوره فراهمه و اینترنت و ماهواره هم مسهل کننده ی راه تباهی نسل ماست خدا به فریادمون برسه

یا علی شب خوش





ستایش باد ایزد توانا را ... ربطی نداشت اما ستایش وظیفه ی ماست و خوبه گه گاهی از ته دلمون صداش کنیم.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد