بسم الله الرحمن الرحیم
شب شما خوش و لحظه هاتون رنگی وشاد انشاالله
خوبین خوشین سلامتین
شکر خدا انشاالله همه خوب باشن
من که طبق روال همیشه که ناامیدم و ناراحت و دلخوشی به خودم ندارم تا بخوام راضی باشم ازین زندگی
چرا؟
چون بازم گناه زدم به بدن و حسابی از چرتکه ی خوبان و بندگان خدا دورشدم و دارم فاسد و فاسق میشم
چی بگم ازین دنیا که نگفتنش بهتره
ادم پست که شاخ و دم نداره اینا یکیش من حالا به هرکی بگی من اینجورم میگه نههههه ببین چه پسر خوبیه چه اروم و صادقه اصلا لنگه نداره نمیدونن من یه موجودیم که دو نداره
سارا رفت مشهد و گفت زنگ نزن و اس نده دیروزم ز زد 15 مین صحبت کردیم و ازین بحثا که اصلا خوب نبود
پریشب که خواستم با علی و رضا دوستام بریم پارک که بابام ازشهرستان اومد و من رفتم دنبالش و برش داشتم اومدیم خونه البته با هزااااااااااااار جور اعصاب خوردی و جر و بحث که هردوطرف قضیه سر من خالی میکردن بلکه فرجی از جانب من صورت بگیره
اومدیم خونه و شام و ازین بحثا ...
خوابیدیم و منم خوابیدم پیش مامان اینا ولی مگه ادم خواب میرفت صدایخروپف بابام تا هفتا خونه اونورتر میرفت ولی خودش بایه ارامش خاصی خوابیده بود و اصلا راحتی و اسایش تو وجودش موج میزد اصلا یه وضعی
به چهره ی بابام که خیره شدم دیدم گرد پیری روی چهرش نشسته و دلم سوخت
گوهرایی تو زندگی ماها هستن که قدرشو نمیدونیم وباید مراقب قلب نازکشون باشیم
اخه اونا سرشار از نگرانی و دلهره هستن و وقتی به ما جوونای احمق یه نصیحتی میکنن ما با پرخاشگری بهشون جواب میدیم و ضربه ای محکم به دل نازکشون میزنیم و اونا با بزرگواری هرچه تمام تر به روی خودشون نمیارن
پدر و مادر واژه ی بزرگیست و متاسفانه معناشو هنوز درک نکردیم...
شکر خدا...
صبحم بابامو رسوندم رفت شهرستان و منم اومدم خونه
ظهر گناه و بعد از ظهر بیرون با رضا و علی و حمید رفتیم پارک ازادی و بازی کردیم و خندیدن و منم گوشه هاش میخندیدم نماز مغرب و عشا رو نه دیروز خوندم نه امروز
بعدش داشتیم بر میگشتیم خونه که بحث داشتن دوست دختر و ازین مسائل پیش اومد
یکی از دوستان به این موضوع اشاره کرد که قبل از ازدواج باید با چندتا دختر رابطه نزدیک و شاید جنسی وشایدم نه دقیق نفهمیدم , داشت که منظورش بیشتر رابطه ی فیس تو فیس و رودر رو بود دلیلشم این بود که واسه رابطهی اخر که ازدواج هست تجربه کسب کنی
یکی از دوستای دیگم گفت نه نباید رابطه داشته باشی چون رابطه ی با همسرت به دلیل تعدد رابطه ی قبلی سرد میشه و خوب نیست میگفت زنت دیگه واست طراوت نداره و راضیت نمیکنه
من خودم یه جورایی بینابین قبول دارم ینی یه رابطه هایی کم و بیش داشته باشی اما نه با احساسات قوی که نتونی ازش جداشی اگه رابطه ی جنسی هم باشه بد نیست البته در چهار چوب اسلام که صیغه رو حلال دونسته اما هنوز دل خودم راضی نیست اینکارارو که تا حدی میدونم درسته رو انجام بدم و هنوز به صحت وسقمش پی نبردم
اما درکل زن و مرد برای هم افریده شدن واسه ارامش همدیگه تا مایه ی تکامل هم بشن و رشد وشکوفایی صورت بگیره
امیدوارم همه اونیو که لایقشن به دست بیارن
متاسفانه شرایط ازدواج الان مثه اون قدیما و اون چیزایی که نقل قول میشه نیست تا منه جوون بتونم راحت ازدواج کنم دغدغه های فکریم ازاد شه بتونم رشد و شکوفایی که مدنظرم هست برسم
دخترا پسرای همه چیز تموم میخوان خونه ماشینو مادیات از خود فرد مهمتر شده اخه چشم و همچشمی زیاد شده شاید اینطور فکر میکنن که میخوان با خونه و ماشین زندگی کنن تا با شوهرشون
پسرای این دوره هم خودشون اهل همه کثافت کارین و چشم چرونی و فلان و بسان انتظار دارن دختری گیرشون بیاد صادق چادری ومحجبه و خلاصه همه چیز تموم
البته من خیلی کلینگاه کردم و میدونم خیلی زیاد استثنا وجود داره
دختر پسرای قدیم فقط عشق واسشون مهم بود و بس پسرا کاری بودن و سرکار میرفتن و خرج و برج خونواده رو در میاوردن دخترا هم تا مجرد بودن کمک حال مامانشون کارای خونه رو انجام میدادن تا وقتی موقع ازدواجشون میشد همه چیز تموم و پخته میشدن
اما پسره امروز تا سن 25 سالگی هنوز دستش تو جیب باباشه دختره هم همینطور از بس جلوش گذاشتن و برداشتن چیزی از خونه داری نمیدونه اداب همسر داری رو بلد نیست خلاصه بگم پسر دخترای امروزی از نظر من خیلی کم توان تر از نسل قدیمشونن
شرایط سخته و گناه و فساد هم همه جوره فراهمه و اینترنت و ماهواره هم مسهل کننده ی راه تباهی نسل ماست خدا به فریادمون برسه
یا علی شب خوش
ستایش باد ایزد توانا را ... ربطی نداشت اما ستایش وظیفه ی ماست و خوبه گه گاهی از ته دلمون صداش کنیم.