انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

تراوشات ذهن مریض من :)
انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

انگشتان لک شده به جنون ... < سخن دل >

تراوشات ذهن مریض من :)

1394/07/23




باز در خاطره‌ها، یاد تو ای رهرو عشق
شعله سرکش آزادگی افروخته است
یک جهان ، بر تو و بر همت و مردانگی‌ات
از سر شوق و طلب ، دیده جان دوخته است
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد . . .

1393/12/29

داشتم یه فیلم میدیدم

دیدم ک خوبی چقدر بی حد و مرزه و مرز خوبی تا بینهایت ادامه داره

افسوس خوردم به اینکه چقدر میشه خوب بود و من چقدر روحم کوچیکه که تا یه خوبی میکنم تو طبل و کرنا میکوبم واسه خودم متاسفم ک اینقدر کوچک نظر و عقب افتاده و پستم

کاش منم میتونستم بی منت ببخشم بی حد و حصر ببخشم و به چیزی ک بخشیدم فک نکنم کاش میشد چیزایی ک ازارم میدنو دور بریزمو اروم باشم کاش میشد درکم بیشتر باشه و همه رو بتونم درک کنمو باهاشون خوش رفتار باشم

واقعا ک ...


1393/12/29

سلام وقتتون زیبا ایامتون شاداب :))


عجب جمله ای گفتما اصن یه وضی من فیلفوسم کلا خخخخ

اخرین روز سال 93 هست امسالم گذشت به قول یکی از علما ک میگفت عمر میگذره خوبی و بدی هم همینطور خوشحال باشیم ک میگذره و نمیمونه چون اگر میموند تحمل دردا و مشکلاتمون برامون خیلی سخت میشد پس چون میگذره دردی نداریم اصن :)

دیروز روی خوبی بود با دوستان قدیمی رفتیم بالا کوه اذیت کردیم یکم ورزش کردیم در بعضی مواقع سیگار کشیدیم من یه پک بیشتر نزدم البته :)) یه نفرمون سیگاری بود همه را میخاست سیگاری بنماید

عکس گرفتیم خلاصه خوش گذشت جا همه دوستان خالی

امسالم گذشت , امسال بیشتر از پارسال من با اینترنت عجین شدم و همه وقتمو پا نت میگذرونم فضای مجازی شده دنیایه من جایی ک میتونم توش ازاد باشم میتونم خودم باشم میتونم کارایی ک دوست دارم انجام بدم بیرون فضای مجازی ک هستم مثلا با دوستان میریم بیرون همونطور ک قبلا گفتم من دیگرانو به خودم ترجیح میدمو همه برام مهمتر از خود منن واسه همین یه جورایی اسیر خواسته های دیگران میشم اینکارو بکن اینجا برو اینجا بیا :| همه جوره خودم نیستم واسه همین یکم سختمه کلا ادم مظلومی هستم واسه همین خیلیا سوارم میشنو ازم سواری میگیرن

من بهشون احترام میزارم بهشون محبت میکنم گاهی وقتا از حق خودم کوتاه میام تا دیگران راضی باشن ازین کارمم راضی هستم چون نیکی کردن به دوستان و اطرافیان خیلی خوبه کلا ادم اگه میتونه خوبی کنه باید بکنه چون اون دنیا ازش میخان ولی دوس دارم بقیه هم مث خودم باشن درک داشته باشن مهربون باشن زور نگن به ادم البته توقع منم زیاده چون ادما متفاوتن همه ک یه جور نیستن اغا چرا راه دور انگشتای دستم پنجتاش مث هم نیستن چه برسه پنجتا ادم به عنوان مثال

دوستیا یه جوری شده من ماشین خونه رو بر میدارم دوستامو میبرم بیرون براشون شام میخرم هرچی میگن میگم چشم بعدشم میرسونمشون خونه بعدا گله میکنن ک تو فلانی اصن ادم توش میمونه چی بگه بهشون

من سه تا دوست صمیمی بیشتر ندارم که یه دونه ازون سه تا صمیمی تریم همشون ادمای خوبی هستن من درکشون میکنم چون میدونم شرایط زندگیشون مث شرایط زندگی من سخته خوشحال میشم بتونم روزی سه ساعتم بهشون شادی بدم البته اگه تو کارم موفق باشم سعی کردم دوست خوبی براشون باشم /خدا داند/

توی خونه هم با مامان و خونواده قهرم  , قهر که نه کلا سردم یه سلامی یه چه خبری و تموم میرم تو لاک خودم زندگی میکنم اینجوری راحت ترم ادم خودمم کارایی میکنم ک خودم میخام هعیمیدونم وضم خیلی خرابه اما هر جور دیگه بخام باشون تا کنم نمیتونم زجر میکشم اذیت میشم کلا سر درگمم تو همینایی هم ک گفتمو بخونین میبینین خیلی تناقض گویی داخلش هست از همه چی میگم خخخ خل و چل شدم مگ نه؟

این شعرو خیلی دوس دارم

نی محزون


امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشید چها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که توام آینه بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا گر آئین محبت باشد

جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی



امیدوارم شما هم دوس داشته باشین روزتون خوش در پناه الله باشید 

ادامه مطلب ...

1393/12/26

بســـــم الله الرخمن الرحیم



سلام وقتتون خوش باشد ان شا الله

امسالم داره تموم میشه برا من یه سال تقریبا خنثی بود نه میشه گفت خوب بود نه میشه گفت بد

توی این سال هیچکاری نکردم نه مفید واقع شدم نه بد بودم:)) البته از نظر خودما


روزی ک این وبلاگو زدم خواستم متفاوت باشم مثه همه نباشم ک یا مطلباشون طنزه یا غمه یا اینچیزا خواستم خودم بنویسم البته میدونم نویسنده ی خوبی نیستم اما دلم میکشه حرفامو بنویسم اخه کسی ندارم بش بگم حرفامه :)

 کلاسای قبل عیدمون تموم شد بعد عید همش امتحان داریم خدا بخیر کنه

تصمیم گرفتم بخونم اما حسی برای تصمیم نیست

یه دوست خوب داریم ک برامون نظر میزاره و بسیار لذت میبریم ازین ک وقت میزارن حرفای گران بهاشونو مینویسن

خوبه ک حداقل یه نفر وقت میزاره میخونه این چیزایی ک زیاد ارزش نداره رو میخونه

راستش اصن حس عید نیس عیدا هم مثل بقیه چیزا تکراری شدن قبل عید خونه تمیز کن لباس بگیر بشین سر عید دعا کن اخرشم هیچی نمیشه

احساس میکنم خیلی زود عید اومده اما ان شا الله سال خوبی باشه خیلی خیلی خوب پر از موفقیت پر از شادی پر از لحظه های شاد و ناب

اما حرف دوستمون درست بود تجربه مثل یه گنجه ک باید ازش استفاده کنی تا خودت نخای وقتتو بزاری   و اونارو بدست بیاری

اما دونستنشون راحته عمل سخته عمل

همونجوری ک خدا میگه کسانی ک ایمان اوردند و عمل صالح انجام دادند ازین معنی میشه بفهمی ک عمل مهمه و برای فکر پاداشی نیست عمل کردن خیلی سخته میزان عمل افراد است :))

have a good time




HAPPY NEW YEAR<3

1393/12/10

هعی بازم تنهایی بازم بی کسی بازم غم

درسته درد اورن اما بدون اینا نمیتونم زندگی کنم من تو زندگیم فقط همینا رو دارم


زندگی خوب نیس چون ما ادما خوب نیستیم اگ خوب باشیم هیچ وقت ازش شکایت نمیکنیم

وقتی فک میکنم چرا اینطور شده میبینم خودم یه کارایی کردم ک مستحق اینچیزا بودم ادم همیشه نمیتونه زمونه و خدا و روزگارو بهونه کنه ک بگه اینا باعث شدن ک اینطوری شد

همیشه راهی برا فرار وجود داره


خیلی دوس دارم الان یه شیشه عرق شراب نمیدونم یه همچین چیزی بخورم برم تو رویا رویا شیرینیش زیاده اما حیف ک محرومم ازین چیزا


شب خوش...

1393/10/3

سلام

یه مدت مدید نبودم و میدونم کسی هم منتظرم نبود این مدت من سختیایه زیادی کشیدم خیلی تنها و درمانده هستم ولی خدا رو شکر میگذره

گاهی وقتا یه چیزایی ازارت میدن ک نمیتونی هضمشون کنی ضربه ی دشمن هیچوقت ادمو از کار نمیندازه همیشه اونی ادمو نابود میکنه که دوسته

تو فکرم این بود ک میخوان کمک کنن ولی دستمو که دراز کردم کمکی نبود همیشه تنهایی سهم منه و جزئی از زندگیمه و ازین بابت ناراحتم اما چه میشه کرد هر کسی تویه زندگیش یه مشکلاتی رو داره مال منم این مدلیه

خیلی از ماها تبعیض رو تو زندگیمون تجربه کردیم و باهاش ساختیم شاید قضاوت من اشتباه باشه اما میخوام با دلم حرف بزنم نه با مغزم , زندگی با عشق و محبت خوبه من ک روحم مرده و خیلی وقته هیچ چیزی بهم لذت نمیده میدونی تو خونه ای و زندگی میکنی خیلیا هم اطرافتن ولی وقتی خوب میبینی , میبینی ک تنهایی میبینی ک هیچکس یارت نیست و همش داری تو گه خودت دست و پا میزنی خودتو با خدا گول میزنی ک ببین پسر تو پاکی تو خوبی تو مهربونی ولی وقتی حساب و کتابتو درست و راست میکنی میبینی یه گناه رو نمیکنی ولی صد تا گناه بد تر از اون رو داری انجام میدی  قادر به تفکیک نیستم نمیدونم چی خوبه و چی بد با پدر و مادر قهرم با خواهرم قهرم اهل دوست دختر داشتنم نیستم چون جنبشو ندارم تو خیلی از زمنیه ها پام میلنگه و کسی هم نیس ک کمکم کنه جز خدایی ک همیشه شرمندشم و هر وقت ک گناه کردم دستمو گرفته و نزاشته از اینی ک هستم پست تر وکثیف تر بشم

تو زندگیم به خیلیا بدی کردم به خاطر پول به خاطر شهوت و به خاطر دلم خیلیارو رنجوندم خودمم خیلی اذیت شدم نمیگم ک نشدم ولی حق اونا این برخورد نبود من از سطح انسانی ازونا خیلی پست تر ام و حق این برخورد رو باهاشون نداشتم ولی غرورم اجازه ی انجام تصمیم درست رو نمیده نمیدونم واقعا سر درگمم

خدا خودش شاهد و ناظره ک من ازین زندگی کوچکترین دلخوشی ندارم اما موندم به زور هم موندم خواست خودم نبوده ک باشم و راه فراری نیست دوس داشتم بهتر باشم دوس داشتم خوب باشم دوس داشتم مثه خیلیا تو دل برو و جذاب باشم دوس داشتم خوشکل باشم ولی نشده میدونم تفکراتم مسخرس اما دلم از همینا پره دلم یه ارامش واقعی میخواد به دور از همه چیز

وقتایی ک قرص میخورم ارومم و اون حس رو بیشتر از همه چیز دوس دارم چون تو دنیای خواب و خیال همیشه بهم خوش میگذره تو اون دنیا خبری از کابوس و بدی نیست بیشتر موقع ها به اون چیزایی ک دوس دارم دست پیدا میکنم و این خوبه

امیدوارم مردممون اینقدر غنی و با عشق بشن ک هیچ کسی به کسه دیگه از روی نیاز محبت نکنه و کسی به کسی ازار نرسونه ما هممون از یه جنسیم ترک و لر و فارس و عرب هم نداره تنها نژادی ک روی کره ی زمین وجود داره نژاد بشریته پس بیاین یکم با هم مهربون باشیم تا خدا هم باهامون مهربون باشه

راستی یادم رفت یه عضو و یه همدم خیلی مهربون به اتاقم اضافه شده که خیلی خیلی دوستش دارم همدم تنهاییامه عکسشو براتون میزارم باهاش مهربون باشینا :))

خیلی ادم پست و سنگ دلی شدم دعا کنین خوب شم دوستون دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد 3>

اللهم عجل لولیک الفرج الهی امین در پناه خدا باشید یا علی


نظر دکتر شریعتی در مورد فقر را بدانید

اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.



میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…

فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …

فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …

فقر ، همه جا سر میکشد …



فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست …





فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …


فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…

فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …

فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …

فقر ، همه جا سر میکشد …



فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست …





فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …


نکات قابل تامل درباره فقر

نکات قابل تامل درباره فقر

* فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

* فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

* فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

* فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما از تاریخ کشورت هیچی ندونی؛

* فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

* فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛

* فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

* فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و گرسنگی و درموندگی همسایه بغلیت رو ندونی

* فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

* فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

* فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

* فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

* فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

* فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

* فقر اینه که به زنت بگی کار نکن، ما که احتیاج مالی نداریم؛

* فقر اینه که همه جا شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

* فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی های تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

* فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛