بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و وقت خوش
هنوز که هنوزه با مامانم اینا قهرم و حال ندارم اشتی کنم خوشم نمیاد از رفتارش یه جورایی بچه گانه فک میکنه
پنج شنبه باشگاه بودم بدک نبود قبل باشگاه همچی شور و شوق دارم برم باشگاه ولی وقتی میرم اونجا حالم گرفته میشه
حس میکنم رفیق چندسالم داره بهم حسودی میکنه اصن بعضی وقتا حال گیری میشه
دیروز جمعه هم مسابقه بود رفتم یه ذره اذیت کردیمو اومدیم خونه و ناهار و ازین بحثا خواب و اینا
دیشب تا حالا هم بیدارم الانم ساعت ششو سی و پنج صبحه
پریشب رضا اومد خونمون و با هم خوابیدیم که صبح بریم مسابقه ولی من نخوابیدم دو دقه اومدم بخوابم طرفای ساعت 5 و اینا 30 بار گوشی رضا همو موقعی که دارم میخوابم زنگ خورد و پارازیت انداخت رو اعصاب نداشتم
بعد از مسابقه هم اومدم طرفای خونه و بقیشو پیاده اومدم حدود 2 ساعت پیاده راه اومدم تا رسیدم خونه البته دو ساعت نشد به گمونم
تو راه میومدم فک میکردم اخه خدای من پول هدف افرینش ادماس یا علم
ادما واسه پول افریده شدن یا علم
خو اگه هدف علمه که بنظر من هدف باید علم باشه پ چرا همه دنبال پول میگردن و عاشقشن و از صب تا شب سر همدیگه رو کلاه میزارن تا پول بدست بیارن؟؟؟
ینی ارزشامون اشتباه شده ؟
درسته علم شکمو پر نمیکنه ولی پول هم ادمی رو تکامل نمیبخشه یه جورایی لازم و ملزوم همن ولی بازم علم مهم تره
چه یه تیکه نون بخوری و قانع باشی که البته سخته اینجوری قانع باشی چه اینکه بهترین غذا رو بخوری
درسته که همیشه باید هدفت اون ستاره ی بالا بالایی باشه تا حداقلش به ابرا برسی اما نظر من اینه که اگه علم داشته باشی بقیه بخاطر این علم والایی که داری سراغت خواهند اومد چون بهت محتاج میشن
نمیدونم درکش هنوز برام مشکله نمیتونم اهم و مهم کنم
تو خیابون میومدم دیدم همه جوونایی که ماشین دارن صدای ضبط ماشینشون بلند کردن و یه قیافه ای برات میگیرن اولش پیش خودم گفتم عجب ادمای بی فرهنگی ان اینا ولی وقتی خوب فک کردم دیدم خودمم همینطوری ام وقتی سوار ماشینم و کسی برام مهم نی اصن پیاده و سوار ماشین بودن دو تا جو جداگونس
یه جورایی باحاله
وقتی سواری انگار نادونا رفتار میکنی و وقتی پیاده میری تریپ ادم عاقلا رو بر میداری
چمیدونم والا خدا خودش عاقبت همتونو بخیر کنه اگه یه موقع دلش واسه منم سوخت یه زیر چشمی بمون نگاه کنه کافیه
چند وقت پیش با دوست مذهبیم بیرون بودم اون برگشت بمن گفت ما واقعا خدامونو نشناختیم ما مومن نیستیم و مسلمون
من پیش خودم گفتم بابا وقتی این که کارش درسته اینو میگه من کجای کارم الانم همینطور دارم پس رفت میکنم و میشم یه ادم پست فطرت با خوی حیوانی
خدایا رحمی کن بمن و همه کسایی که دوست دارن بهتر باشن ولی نمیدونن چطوری
ما راهو بلد نیستیم تو راه گشای ما باش البته تو اون دنیا
وقت خوش 22 بهمنتونم مبارک
خانوم ژکوند بعد از مشرفیت به اسلام
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته ی خویش امد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید / گفت با این همه از سابقه نومید نشو
گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک / از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو
تکیه بر اختر شب دزد مکن ای عیار / تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو
گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش / دور خوبی گذرانست نصیحت بشنو
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه ی حسن / بیدقی راند که برد از مه و خورشید درو
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق / خرمن مه بجوی خوشه ی پروین بدوجو
اتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت / حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز و برو
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و وقت خوش
پریشب با مامانم دعوام شد شدید الانم قهریم دست هم روش بلند کردم و هرچی تونستم بگم و گفتم
احتمالا اخراجم میکنن
البته که کارم درست نبود اما خیلی اذیتم میکنه نمیتونم تحمل کنم همش میگه تو توی کارات مختار هستی بعدش شرایطو یه جوری میکنه که کاری که خودش میخوادو انجام بدیم و این منو عصبی کرد
احتمالا از خونه میرم اگه بشه منتظرم ببینم چی میشه ولی احتمالا میرم جدا زندگی میکنم تا راحت شم بابا روحیم داغون شد چیزه نمونده تا نابودیم خو اینم شد زندگی...
صبحشم رفتیم شهرستان اعصاب خورد و عصبی بعدشم خونه مامان بزرگ و اینا ولی حس حقارتو حس میکردم هنوز چیزی نشده بود ولی انگار همه میخواستن ادمو تحقیر کنن یه بغضی داشتم که نگو
میدونم که جدایی زندگیه خیلی سختی برام ارمغان میاره اما شاید سختی اسانی بوجود بیاره
حالم کلا خوش نی تا ادم میاد یکم روحیشو ترمیم کنه میانمیرینن توش
مثه یه دیواره یه ذرشو میسازی یه نفر میاد با لگد اونو میریزه پایین و خرابش میکنه
حوصله ی هیچیو ندارم اعصابم داغونه کلا حوصله ی هیچی و هیچ کسی و ندارم
فعلا شب خوش
دوش با من گفت پنهان کار دانی تیز هوش
وز شما پنهان نشاید کرد سری می فروش
گفت اسان گیر برخود کارها کز روی طبع
سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
حافظ
بسم الله الرحمن الرحیم
خوبید؟ بدک نیستم
سرم درد میکنه بد رقم
شنبه رفتیم بیرون ماشین خراب شد یکشنبه باشگاه بودم بعدشم اومدیم با رضا خونه الانم که دوشنبس
دیشب خیلی ضدحال بودم 10تا قرص کدئین انداختم بالا خوابیدم تا الان خواب بودم هنوزم حال ندارم
از همه دل گیرم اصن خوش ندارم زنده باشم
زندگی ای که توش خوشی نباشه زندگی نی مرده ی متحرک بودنه
خیلی خسته ام حال و حوصله ی چیزیو ندارم الانم دلم میخواد برم بخوابم
وقتی خواب هستم بهترین هدیه رو دارم اونم بی خبری ازین دنیاس وقتی بیدار میشم حام گرفته میشه اصن یه وضعی
بعد از ظهرم احتمالا خونه ام تا شب بینیم چی میشه
فعلا خدا نگهدارتون باشه
خدایا چنان کن سرانجام کار /تو خشنود باشی و ما رستگار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام وقت خوش خوبید خوشید سلامتین؟
منم بد نیستم حالم گرفته ازین زمونه
با سارا اتمام حجت کردم که شیراز نیاد و اینکه دوستیمون یه دوستیه ساده باشه اونم فقط بخاطر اون چون وضع روحیش مثه من داغونه و اینکه گفتم دوستیه بدون گناه اونم قبول کرد
این چند وقت خیلی ضد حال شده زندگی همش خونه ام سرگرمی ندارم دوس دارم برم سر کار اما نمیدونم چه کاری برم که بتونم مفید واقع بشم
هه وقتی نگاه میکنم میبینم خونواده ی درس حسابی نداریم
اعصابم داغونه
مثلا من میگم پول لازم دارم خودمونی میگم بهتون که درکش ساده باشه میگن چییییی پول میخوای ما اینجوریم فلانیم بسانیم پول نداریم اصن اسم پول نیار تو این گرونی فلان و به امان که میگم بابا شماها که از منم فقیر ترین که ...
بعدش میرن میبینم میرن رستوران بابام ماشین میخره خلاصه یه وضعیه
وقتی میبینم خونواده ی ادم برا ادم اینطورن میگم بابا تو دیگه عجب توقعی داری فک کردی یه غریبه برات کار انجام میده
خیلی خل و چلما اصن دیوونه روانی دیدی منم دیدی
اینا به کنار مظلوم نماییشون ا یه طرف دیگه منو ترکونده گذاشته یه طرف خلاصه اینه وضعمون
میدونم خوندن اینایی که بالا نوشتم خعلی سخته چون خودمم خوندم نفهمیدم چی گفتم
هف هشت ده تا فعل پشت هم اوردم خخخخ
امتحانامم که تر زدم فک کنم نوشتم که اونم به عقیده ی خودم دلیل داره مهمترینش کرم خودم و اینترنته
باشگاه میرم که خیلی حال میده دان دو ووشو گرفتم منتظرم حکمش بیاد تا مربی گریمو اینا هم بگیرم و یه سالن بگیریم با بروبچ قدیمی کار کنیم
سعی کردم رابطمو با این دخترا خیلی کم کنم فقط با سارا رابطم هنو زیاده
دیشب سیگار کشیدم سرم از درد ترکید اصن حال نداد
الانم برو بچ خونه رفتن بیرون و منم خونه افتادم انگار روانیا
اه اعصابم خرده
خبر خاصی نیست فقط بی وفایی خونواده داغی شده به همه دردام
فعلا شب خوش
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
اگه عید مثه ما خونه نشین نبودین یه سر بیاین شیراز مطمئنا خوشتون میاد
فدا مداتون شب بر شما شاد و دلپذیر
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام وقت خوش خوبید خوشید سلامتین؟
منم بد نیستم حالم گرفته ازین زمونه
با سارا اتمام حجت کردم که شیراز نیاد و اینکه دوستیمون یه دوستیه ساده باشه اونم فقط بخاطر اون چون وضع روحیش مثه من داغونه و اینکه گفتم دوستیه بدون گناه اونم قبول کرد
این چند وقت خیلی ضد حال شده زندگی همش خونه ام سرگرمی ندارم دوس دارم برم سر کار اما نمیدونم چه کاری برم که بتونم مفید واقع بشم
هه وقتی نگاه میکنم میبینم خونواده ی درس حسابی نداریم
اعصابم داغونه
مثلا من میگم پول لازم دارم خودمونی میگم بهتون که درکش ساده باشه میگن چییییی پول میخوای ما اینجوریم فلانیم بسانیم پول نداریم اصن اسم پول نیار تو این گرونی فلان و به امان که میگم بابا شماها که از منم فقیر ترین که ...
بعدش میرن میبینم میرن رستوران بابام ماشین میخره خلاصه یه وضعیه
وقتی میبینم خونواده ی ادم برا ادم اینطورن میگم بابا تو دیگه عجب توقعی داری فک کردی یه غریبه برات کار انجام میده
خیلی خل و چلما اصن دیوونه روانی دیدی منم دیدی
اینا به کنار مظلوم نماییشون ا یه طرف دیگه منو ترکونده گذاشته یه طرف خلاصه اینه وضعمون
میدونم خوندن اینایی که بالا نوشتم خعلی سخته چون خودمم خوندم نفهمیدم چی گفتم
هف هشت ده تا فعل پشت هم اوردم خخخخ
امتحانامم که تر زدم فک کنم نوشتم که اونم به عقیده ی خودم دلیل داره مهمترینش کرم خودم و اینترنته
باشگاه میرم که خیلی حال میده دان دو ووشو گرفتم منتظرم حکمش بیاد تا مربی گریمو اینا هم بگیرم و یه سالن بگیریم با بروبچ قدیمی کار کنیم
سعی کردم رابطمو با این دخترا خیلی کم کنم فقط با سارا رابطم هنو زیاده
دیشب سیگار کشیدم سرم از درد ترکید اصن حال نداد
الانم برو بچ خونه رفتن بیرون و منم خونه افتادم انگار روانیا
اه اعصابم خرده
خبر خاصی نیست فقط بی وفایی خونواده داغی شده به همه دردام
فعلا شب خوش
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
اگه عید مثه ما خونه نشین نبودین یه سر بیاین شیراز مطمئنا خوشتون میاد
فدا مداتون شب بر شما شاد و دلپذیر
بسم الله الرحمن الرحیم
امتحانام تموم شد ولی چه امتحانایی در حد اعلا بودن خلاصه با وضع بد روحی که داشتم ولی تموم شد
از 20 واحد درسی انتخاب شده 10 واحدشو ندادم و 6 واحدشم تجدید شدم و ترم دیگه باید بگیرم و علنا 4واحد پاس شدم
خدا رو شکر چی بگم هیچ دلیلی واسه انکار نیست وقتی زیاد اینترنت میمونم و همش فکر چت و گناهم و کل زندگیم گناه گرفته توقع چی دارم توقع بهترین ها؟؟؟ اگه توقعم این باشه کم لطفی کردم و یه جورایی زیاده خواهیه
چند روز پیش دان 2 ووشو رو گرفتم که 69 تومن مبلغش بود منم نداشتم 50 تومن داشتم دادم بهشون 19 تومنم قرض گرفتم تا بدم به هیئت واسه دان 2 و خلاصه ازین بحثا
یه جورایی کلافه میشم وقتی میبینم که خونواده ادعاش میشه و این موقعیتای کوچولو ادمو دس تنها میزارن البته شاید توقع من زیاده
یه دو روزم رفتم رو ماشین پیکانی که داشتیم کار کردم که خعلی حال داد اصن وقتی خودت پول در میاری خرج میکنی یه حال دیگه داره منتی رو سرت نی و راحتی اما ماشینو فروختن و نذاشتن لذتشو بیشتر بچشم
دیگه از اتفاقای جالب اینکه علی زارع خونشون رفت از پیش ما خیلی دور شدن و کمتر میبینمش
همینا اتفاق افتاده
بعد از ظهرم دارم میرم باشگاه
یه چیز دیگه که من خیلی اشغال و کثافتم هنوز و تغییری نکردم
اما میگن امید داشته باش به خدا و جای اون تصمیم نگیر شاید پیش اون جایی داشته باشی که البته من خعلی بعید میدونم جایی داشته باشم
وقت بر شما خوش
اینم نمایی از شهرمون شیراز
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی / پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید / مطرب بزن نوائی ساقی بده شرابی
شد حلقه قامت من تا بعد ازین رقیبت / زین درد گر نراند ما را به هیچ بابی
در انتظــــــار رویـــــت ما و امیـــــــدواری / در عشوه ی وصالت ما و خیال و خوابی
مخمور ان دو چشمم ایا کجاست جامی / بیمار ان دو لعلم اخر کم از جوابی
حافظ چه می نهی دل در خیال خوبان / کی تشنه سیر گردد از لمعه سرابی
حافظ
سلام خوب نیستم حالم داغونه
1 روز با ماشین رفتم مسافر کشی و این بحثا خیلی بهم چسبید
فردا امتحان دارم و نخوندم اصلا حال درس خوندن ندارم
نتم هم قطعه الان با دیال اپ اومدم نت و نمیدونم چرا وصل نمیشه
خوش باشید
سرم بد رقم درد میکنه داغونم فجیح
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و وقت خوش
یه یک ساعتی تقریبا میشه که از امتحان برگشتم خونه این یکی استثناعا فک میکنم بد نبود البته چیزی که من فک میکنم با چیزی که اونجا بعدا معلوم میشه فرق میکنه
4 روزه چیزی ننوشتم اخه دیگه شدم گناه کار واقعی و ازین بحثا و خعلی توپ شدم تو گناه
دست خیلی ها رو هم بند کردم و مثه خودم گناه کارشون کردم
خلاصه اصلا و ابدا خوب نبوده و نیست
نماز کنار گذاشته شد دیگه چون دارم گناه میکنم نمازمم ترک شد حوصلم نمیشه بخونم نمازمو
با سه چارتا دختر رابطه دارم که خوب نیست با سه تا تلفنی ام و با شش تا چت میکنم معمولا
دیگه از حد اعتدال خارج شدم
و همه ی این دلیلا که گفتم جمع شدن و باعث شدن که من از 20 واحد این ترم 6 واحد رو ندم و 4 واحدم بیافتم و خلاصه هر جا رو که بگی یه گل یادگاری گذاشتم
اعصابم داغون تو خونه دعوا تو دانشگاه ضد حال تو باشگاه خوبه بد نیست (تنها جایی که احساس ارامش دارم همون باشگاهه)
پریروز با بچه ها رفتیم بیرون پریشبم هم همینطور دیشب نشستم خوندن مثلا که اومدم تو چت و چت کردم تا ساعت 1 شب و بعدش که اومدم درسی که صبحش امتحان داره رو بخونم دیدم 50 صفحه از 250 صفحه خوندم دیدم اینطوری کارمون نمیشه یه 20 ص دیگه خوندم و خوابیدم تا صبح و بعدشم رفتم دانشگاه امتحان دادم
هرچی میگیرم واسه اینه که تو اتوبوس خوندم
خیلی کثافت شدم هرچی بگم کم گفتم ینی واقعا به معنای واقعی کلمه از خودم ناراضی ام اما با وجودی که ناراضی ام بازم دارم راه کج خودمو تخته گاز ادامه میدم نمیدونم چی بگم
مهمترین مشکل من شهوته البته مشکل خیلی های دیگه هم همینه ها بزار رو راست حرف بزنم من هرچی گناه میکنم به واسطه ی شهوتیه که قادر به کنترل و رام کردنش نیستم البته خیلی های دیگه هم حکم منو دارن یه وقت نگین این تنها اینجوره نه خیلیای دیگه هم مثه منن
با مشکلشون میسوزن و میسازن اما دم نمیزنن ولی من میگم تا بقیه عبرت شه واسشون دور این گه خوریا البته با عرض پوزش نرن
فرا بعد از ظهرم امتحوون دارم 283 صفحه که قریب به یقینه 5 صفحشو خوندم و بقیشو خدا میدونه کی بخونم
عصب دستم درد میکنه شدید حال ندارم دارم میمیرم ایشالا
دیروز با سارا حرف زدم زنگ زد گفت چطور ادم مفسدی باشی که خدا هم بهت نگاه نکنه و بتونی با ارواح خبیث ارتباط برقرار کنی و ازین حرفا و راهکار های جالبی ارائه داد که راست و دروغشو نمیدونم ولی میگفت اینارو یه نفر قبل اعترافاش تو تهران گفته و بعدشم یارو رو اعدام کردن
بمن گفت اگه واقعا بخوای از خدا دور شی و گناه کار شی باید به قران اهانت کنی به اسمای خدا توهین کنی(عین جملشو نمیگم ولی چیزی که میگفت مضمونش این بود)و ازین کارا که منم واسه اولین بار میشنیدم کسی بتونه این کارا رو بکنه و همچین اهانتایی بکنه به قران که از گفتنش معذورم نعوذ بالله
خدا همینجوری از من بدش میاد حالا بیام مردم رو به نهی امر کنم که دیگه کلام پسه معرکس
اما میگفت اینطور رابطه برقرار میشه و ارواح واست کار انجام میدن و تو هم واسشون کار انجام میدی ولی گفت اونا هرکاری تو بخوای رو واست انجام نمیدن ولی هر کاری اونا بخوان رو باید انجام بدی واسشون وگرنه اذیتت میکنن
و گفت همونی که اعدامش کردن بعد از اهانت و این حرفا توبه میکنه ولی ارواح (جن) دست از سرش بر نمیدارن و اذیتش میکردن و اونم مجبور میشه دوباره اهانت کنه تا ازاد شه
و اینکه گفت دو نوع ارواح و جن هستن که به ادم کمک میکنن یکیش همون خبیث ها بودن که واستون گفتم یکی دیگشون ارواح خوب و جنای خوب هستن که واست همه کاری میکنن بدون اینکه بخوان واسشون کاری انجام بدی و همه جوره باهاتن
و اسم چنتا عالم بزرگ رو اورد که با ارواح خوب ارتباط داشتن و یه جورایی نعمت خدا واسشون ارسال شد به واسطه ی خوبی و گذشت از مال و دارایی(انفاق و صدقه و این بحثا) و مهربانی و خلاصه صفات حسنه داشتن تا اینجور رابطه ای نصیبشون شد
البته راست و دروغش من مطلع نیستم فقط شنیدم و گفته های یه نفر دیگه رو انتقال دادم
خدا از شر هممون بگذره و راه راست نصیبمون کنه
الهی امیــــــــــن
البته عقیده ی خودم به اینه که تا خدا هست همه چیز هست و اون راه گشاس ولی دلم میلرزه از وقتی این حرفایی که بالا گفتمو شنیدم یه ترسی وجودمو گرفته پناه میبرم به خودش از شر شیطان رانده شده
ای شیطان برووو کاری به من نداشته باش خو
خدایا پناه میبریم به تو از وسوسه های شیطان رانده شده و فتنه ها و فتنه انگیزی های او و تکیه کردن بر انچه در دلها می افکند و نوید ها و فریب های او و افتادن به دام های او و طمع ورزیدن او در این که ما را از جاده ی طاعت تو بازگرداند و به نافرمانی تو خوارمان سازد.پناه میبریم به تو که انچه را شیطان در چشم ما می اراید زیبا ببینیم و انچه را زشت جلوه میدهد گران میپنداریم...
صحیفه ی سجادیه